باران


خداحافظ رفیق باغ و گلشن

خداحافظ

تمام خاطرات تار و روشن...

خـانه

روزنوشت

اشعـار

به روايت تصوير

تماس

This text will be replaced by the flash music player.

رنگ شهر آشوب

پيوندهای روزانه

آشفته بازاری است
دلم، فکرم...

شور مستی

برید باد صبا

و حرف هایی که در
دلم ماند

سیاه یا سفید؟ بی رنگ

با کویر

بر همانیم که بودیم

عینکی

خانه ام ابری است

شيدايی

با مخاطب های آشنا

آوای راحیل سرزمین
غروب

کتیبه زخم

وداع

مژگان بانو

نامه های عاشقانه
یک پیامبر

خون... خامه...
آدمک

فلک را سقف بشکافیم
درای

شاعرانه
مکتوب

نوشته های پيشين
March 2008 April 2008 June 2008 July 2008 August 2008 October 2008 December 2008 January 2009 May 2009 June 2009 September 2009 April 2010
بهمن ۸٦
آبان ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
خرداد ۸٦
فروردین ۸٦
دی ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
مرداد ١٣٨٥
تير ١٣٨٥
خرداد ١٣٨٥
اردىبهشت ١٣٨٥
فروردين ١٣٨٥
دى ١٣٨٤
آذر ١٣٨٤
آبان ١٣٨٤
مهر ١٣٨٤
شهريور ١٣٨٤
تير ١٣٨٤
اردىبهشت ١٣٨٤
فروردین ١٣٨٤
اسفند ١٣٨٣
بهمن ١٣٨٣
دی ١٣٨٣
آذر ١٣٨٣
شهریور ١٣٨٣
مرداد ١٣٨٣
تیر ١٣٨٣
خرداد ١٣٨٣
اردیبهشت ١٣٨٣
فروردین ١٣٨٣
اسفند ١٣٨٢
مهر ١٣٨٢
شهریور ١٣٨٢
مرداد ١٣٨٢
تیر ١٣٨٢
خرداد ١٣٨٢
ارديبهشت ١٣٨٢
فروردین ١٣٨٢
اسفند ١٣٨١
بهمن ١٣٨١
دی ١٣٨١
آذر ١٣٨١
از ١٣آبان ١٣٨١  

تهران

واشنگتن

اشتراک در
پیامها [Atom]

دوشنبه ۲۸ آوریل ۲۰۰۸

فصل خیس امتحانات



امان از این نوستالوژی...
که نیمه شب با دو امتحان نیمه خوانده و مقاله ی نیمه نوشته باز دست از سر ما بر نمی دارد و بارانی می کند هوای دل مرا مثل هوای پشت پنجره...

می خورد بر پشت شیشه قطره های خرد باران
می نوازد لحظه هایم در سکوت صبحگاهان

"باز باران با ترانه"* یادم آرد جمع یاران
در سکوتی شاعرانه..." توی جنگل های گیلان"*...
...
* خودتان بهتر می دانید از گلچین گیلانی

باورم نمی شود دوباره قصه ی ما هم دارد کم کمک به سر می رسد ودوره ی دیگری هم از زندگی گذشت. پنج شنبه دوباره فارغ از تحصیل می شوم :( تا کی دوباره واصل شوم!



به قول قدیم ها بگذار این فصل خیس امتحانات :D بگذرد تا دوباره تازه تر از قبل باز باران با ترانه...

پی نوشت1 . حالا یکی نیست بگوید شما کی با یارانتان در سکوتی شاعرانه در جنگل های گیلان جمع شده بودبد که ما نبودیم!! خوب چه بگویم؟ بگویم "توی دانشگاه تهران" خوب است؟!

انگار خیلی این درس و کار فشار آورده بر مخم به چرت وپرت گویی افتادم! خیلی دعایم کنید.
(حمید می گوید به جای این که این همه بنالی و ملتمس دعا شوی در این وبلاگ بنشین سر مشق و درست که تمام شود. خوب حرف حساب که جواب ندارد برادر من!)
پی نوشت2. حالا که این عکس را گرفتم البته صبح شده است و باران بند آمده و اما هوای پس از باران را هم عشق است...


(8) حال برای چون تویی اگر که لایقم بگو پیام: 8

باز باران با بهانه / رفت سراغ رایانه /فیل باران یاد یاران کرد و دانشگاه و ایران

By Anonymous مامان, at ۲۸ آوریل ۲۰۰۸، ساعت ۱۰:۱۹  

چه می شه کرد دیگه؟! :D :)) =))

By Blogger Maryam باران, at ۲۸ آوریل ۲۰۰۸، ساعت ۱۰:۴۳  

بیخود به حرف این حمید گوش نده!!! بنویس که خوب می نویسی....

By Anonymous باکویر, at ۲۸ آوریل ۲۰۰۸، ساعت ۱۱:۲۰  

ممنون از دعوتتان
ما هم داریم برای بار سوم فارغ التحصیل می شویم
البته چند ماه دیگر...

By Anonymous خون, at ۲۸ آوریل ۲۰۰۸، ساعت ۱۷:۱۶  

سلام
اتفاقي به سايتتون برخوردم.اسمتون برام آشنا بود و كنجكاوي من رو به اينجا رسوند.در هر صورت موفق باشيد،خوشحال مي شم باهاتون بيشتر در ارتباط باشم.

By Anonymous زينب, at ۳ مهٔ ۲۰۰۸، ساعت ۲۳:۱۹  

فصل خیس و ملول امتحان....

By Anonymous sama, at ۲۲ مهٔ ۲۰۰۸، ساعت ۱۲:۴۵  

سلام مریم جان!
عجب حالی کردم با نوشته هایت! و عکس زیبایی که گرفته بودی!
سلام به اهل و عیالت برسان!

By Anonymous مامان سیمین, at ۲۵ مهٔ ۲۰۰۸، ساعت ۹:۱۵  

سلام مریم جان...
وبسایت بسیار جالب و زیبایی داشتید...
من در نوع خودم که خیلی لذت بردم... مطمئن هستم نظر بقیه دوستانم هم همین طور است...
راستی میخواستم اگه امکانش هست منم با شما در زمینه وبلاگ یا وبسایت همکاری کنم....
من منتظر نظر سرکار عالی هستم...
منتظر جوابتونم 0506 494 0936
www.Esfahan-City.Blogfa.Com

By Anonymous ناشناس, at ۳۱ ژانویهٔ ۲۰۰۹، ساعت ۲۳:۵۶  

حال برای جون تویی اگر که لایقم بگو

لینک دائم به این نوشته



March 2008 April 2008 June 2008 July 2008 August 2008 October 2008 December 2008 January 2009 May 2009 June 2009 September 2009 April 2010

Copyright © 2002 by Moravvej.com.All rights reserved.