دوشنبه ۲۸ آوریل ۲۰۰۸
فصل خیس امتحانات

امان از این نوستالوژی...
که نیمه شب با دو امتحان نیمه خوانده و مقاله ی نیمه نوشته باز دست از سر ما بر نمی دارد و بارانی می کند هوای دل مرا مثل هوای پشت پنجره...
می خورد بر پشت شیشه قطره های خرد باران
می نوازد لحظه هایم در سکوت صبحگاهان
"باز باران با ترانه"* یادم آرد جمع یاران
در سکوتی شاعرانه..." توی جنگل های گیلان"*...
... * خودتان بهتر می دانید از گلچین گیلانی
باورم نمی شود دوباره قصه ی ما هم دارد کم کمک به سر می رسد ودوره ی دیگری هم از زندگی گذشت. پنج شنبه دوباره فارغ از تحصیل می شوم :( تا کی دوباره واصل شوم!
به قول قدیم ها بگذار این فصل خیس امتحانات :D بگذرد تا دوباره تازه تر از قبل باز باران با ترانه...
پی نوشت1 . حالا یکی نیست بگوید شما کی با یارانتان در سکوتی شاعرانه در جنگل های گیلان جمع شده بودبد که ما نبودیم!! خوب چه بگویم؟ بگویم "توی دانشگاه تهران" خوب است؟!
انگار خیلی این درس و کار فشار آورده بر مخم به چرت وپرت گویی افتادم! خیلی دعایم کنید.
(حمید می گوید به جای این که این همه بنالی و ملتمس دعا شوی در این وبلاگ بنشین سر مشق و درست که تمام شود. خوب حرف حساب که جواب ندارد برادر من!)
پی نوشت2. حالا که این عکس را گرفتم البته صبح شده است و باران بند آمده و اما هوای پس از باران را هم عشق است...
دل نوشته های Maryam باران در ساعت 06:23
(8) حال برای چون تویی اگر که لایقم بگو
پیام: 8
باز باران با بهانه / رفت سراغ رایانه /فیل باران یاد یاران کرد و دانشگاه و ایران
By , at
۲۸ آوریل ۲۰۰۸، ساعت ۱۰:۱۹
چه می شه کرد دیگه؟! :D :)) =))
By Maryam باران, at
۲۸ آوریل ۲۰۰۸، ساعت ۱۰:۴۳
بیخود به حرف این حمید گوش نده!!! بنویس که خوب می نویسی....
By باکویر, at
۲۸ آوریل ۲۰۰۸، ساعت ۱۱:۲۰
ممنون از دعوتتان
ما هم داریم برای بار سوم فارغ التحصیل می شویم
البته چند ماه دیگر...
By خون, at
۲۸ آوریل ۲۰۰۸، ساعت ۱۷:۱۶
سلام
اتفاقي به سايتتون برخوردم.اسمتون برام آشنا بود و كنجكاوي من رو به اينجا رسوند.در هر صورت موفق باشيد،خوشحال مي شم باهاتون بيشتر در ارتباط باشم.
By زينب, at
۳ مهٔ ۲۰۰۸، ساعت ۲۳:۱۹
فصل خیس و ملول امتحان....
By sama, at
۲۲ مهٔ ۲۰۰۸، ساعت ۱۲:۴۵
سلام مریم جان!
عجب حالی کردم با نوشته هایت! و عکس زیبایی که گرفته بودی!
سلام به اهل و عیالت برسان!
By , at
۲۵ مهٔ ۲۰۰۸، ساعت ۹:۱۵
سلام مریم جان...
وبسایت بسیار جالب و زیبایی داشتید...
من در نوع خودم که خیلی لذت بردم... مطمئن هستم نظر بقیه دوستانم هم همین طور است...
راستی میخواستم اگه امکانش هست منم با شما در زمینه وبلاگ یا وبسایت همکاری کنم....
من منتظر نظر سرکار عالی هستم...
منتظر جوابتونم 0506 494 0936
www.Esfahan-City.Blogfa.Com
By , at
۳۱ ژانویهٔ ۲۰۰۹، ساعت ۲۳:۵۶

لینک دائم به این نوشته
March 2008
April 2008
June 2008
July 2008
August 2008
October 2008
December 2008
January 2009
May 2009
June 2009
September 2009
April 2010
فصل خیس امتحانات

امان از این نوستالوژی...
که نیمه شب با دو امتحان نیمه خوانده و مقاله ی نیمه نوشته باز دست از سر ما بر نمی دارد و بارانی می کند هوای دل مرا مثل هوای پشت پنجره...
می خورد بر پشت شیشه قطره های خرد باران
می نوازد لحظه هایم در سکوت صبحگاهان
"باز باران با ترانه"* یادم آرد جمع یاران
در سکوتی شاعرانه..." توی جنگل های گیلان"*...
... * خودتان بهتر می دانید از گلچین گیلانی
باورم نمی شود دوباره قصه ی ما هم دارد کم کمک به سر می رسد ودوره ی دیگری هم از زندگی گذشت. پنج شنبه دوباره فارغ از تحصیل می شوم :( تا کی دوباره واصل شوم!
به قول قدیم ها بگذار این فصل خیس امتحانات :D بگذرد تا دوباره تازه تر از قبل باز باران با ترانه...
پی نوشت1 . حالا یکی نیست بگوید شما کی با یارانتان در سکوتی شاعرانه در جنگل های گیلان جمع شده بودبد که ما نبودیم!! خوب چه بگویم؟ بگویم "توی دانشگاه تهران" خوب است؟!
انگار خیلی این درس و کار فشار آورده بر مخم به چرت وپرت گویی افتادم! خیلی دعایم کنید.
(حمید می گوید به جای این که این همه بنالی و ملتمس دعا شوی در این وبلاگ بنشین سر مشق و درست که تمام شود. خوب حرف حساب که جواب ندارد برادر من!)
پی نوشت2. حالا که این عکس را گرفتم البته صبح شده است و باران بند آمده و اما هوای پس از باران را هم عشق است...
که نیمه شب با دو امتحان نیمه خوانده و مقاله ی نیمه نوشته باز دست از سر ما بر نمی دارد و بارانی می کند هوای دل مرا مثل هوای پشت پنجره...
می خورد بر پشت شیشه قطره های خرد باران
می نوازد لحظه هایم در سکوت صبحگاهان
"باز باران با ترانه"* یادم آرد جمع یاران
در سکوتی شاعرانه..." توی جنگل های گیلان"*...
...
باورم نمی شود دوباره قصه ی ما هم دارد کم کمک به سر می رسد ودوره ی دیگری هم از زندگی گذشت. پنج شنبه دوباره فارغ از تحصیل می شوم :( تا کی دوباره واصل شوم!
به قول قدیم ها بگذار این فصل خیس امتحانات :D بگذرد تا دوباره تازه تر از قبل باز باران با ترانه...
پی نوشت1 . حالا یکی نیست بگوید شما کی با یارانتان در سکوتی شاعرانه در جنگل های گیلان جمع شده بودبد که ما نبودیم!! خوب چه بگویم؟ بگویم "توی دانشگاه تهران" خوب است؟!
انگار خیلی این درس و کار فشار آورده بر مخم به چرت وپرت گویی افتادم! خیلی دعایم کنید.
(حمید می گوید به جای این که این همه بنالی و ملتمس دعا شوی در این وبلاگ بنشین سر مشق و درست که تمام شود. خوب حرف حساب که جواب ندارد برادر من!)
دل نوشته های Maryam باران در ساعت 06:23
باز باران با بهانه / رفت سراغ رایانه /فیل باران یاد یاران کرد و دانشگاه و ایران
By , at ۲۸ آوریل ۲۰۰۸، ساعت ۱۰:۱۹
چه می شه کرد دیگه؟! :D :)) =))
By Maryam باران, at ۲۸ آوریل ۲۰۰۸، ساعت ۱۰:۴۳
بیخود به حرف این حمید گوش نده!!! بنویس که خوب می نویسی....
By باکویر, at ۲۸ آوریل ۲۰۰۸، ساعت ۱۱:۲۰
ممنون از دعوتتان
ما هم داریم برای بار سوم فارغ التحصیل می شویم
البته چند ماه دیگر...
By خون, at ۲۸ آوریل ۲۰۰۸، ساعت ۱۷:۱۶
سلام
اتفاقي به سايتتون برخوردم.اسمتون برام آشنا بود و كنجكاوي من رو به اينجا رسوند.در هر صورت موفق باشيد،خوشحال مي شم باهاتون بيشتر در ارتباط باشم.
By زينب, at ۳ مهٔ ۲۰۰۸، ساعت ۲۳:۱۹
فصل خیس و ملول امتحان....
By sama, at ۲۲ مهٔ ۲۰۰۸، ساعت ۱۲:۴۵
سلام مریم جان!
عجب حالی کردم با نوشته هایت! و عکس زیبایی که گرفته بودی!
سلام به اهل و عیالت برسان!
By , at ۲۵ مهٔ ۲۰۰۸، ساعت ۹:۱۵
سلام مریم جان...
وبسایت بسیار جالب و زیبایی داشتید...
من در نوع خودم که خیلی لذت بردم... مطمئن هستم نظر بقیه دوستانم هم همین طور است...
راستی میخواستم اگه امکانش هست منم با شما در زمینه وبلاگ یا وبسایت همکاری کنم....
من منتظر نظر سرکار عالی هستم...
منتظر جوابتونم 0506 494 0936
www.Esfahan-City.Blogfa.Com
By , at ۳۱ ژانویهٔ ۲۰۰۹، ساعت ۲۳:۵۶


